راه رفتنت مبااااااارک باشه
دختر قشنگم دقیقا شبی که ١١ ماهه شدی شروع کردی به راه رفتن
ولی بعضی وقتا تنبلی میکردی و هرچی تلاش میکردم راه نمیرفتی
الان حدود ٤ روزه دیگه کاملا راه میری و خیلی هم از این کار خوشت میاد چون سریعتر به چیزی که میخوای میرسی
فقط نمیدونم چرا وقتی که راه میری سرعتت زیاد میشه نمیتونی خودتو نگه داری انقدر میری تا به جایی بخوری و بیوفتی زمین یا خودتو بهش تکیه بدی
٣تا از دندون های بالات هم در اومده و شدی ٥دندونی
٦ روزه دیگه تولدته ولی چون تو ماه مبارک رمضان جشن تولدت رو به امیدخدا ٢شهریور میگیرم
راستی حال مامانی (مامان بزرگ باباشاهین) اصلا خوب نیست بنده خدا ٣ روز دیگه قراره عمل بشه
دکترا هیچ امیدی به موندنش ندارن براش دعا میکنم که هرچی که صلاحشه همون بشه
خاله شهناز (خاله بابا شاهین) داره از انگلیس میاد تا موقع عمل مامانی اینجا باشه
تفلکی ٣ ماه پیش اینجا بود ولی بازم داره میاد
خوشگلم از شیرین کاریات برات میخوام بگم
اعضای صورتت رو میشناسی
بهت میگم چشمات کوش انگشتت رو میکنی تو چشمت اگه من نزدیک باشم میکنی تو چشم من
دماغت و گوشت هم میشناسی وقتی میگم لبت کوش انگشتت رو گاز میگیری
باهات کلاغ پر بازی میکنم، بهت میگم کلااااااااغ؟ انگشتو میبری هوا میگی پَ
یه چیز خیلی جالبی که انجام میدی ، وقتی بهت میگم ترانه جیش کردی؟ دامنتو میگیری بالا و به پوشکت نگاه میکنی میگی نَ
مامان شهناز چندین ساله که همش سرفه میکنه مخصوصا وقتی میخواد بخوابه (حساسیت داره)
شما هم یاد گرفتی وقتی یک سرفه میکنی سریع شروع میکنی الکی سرفه کردن خیلییییییی کارت خنده داره خودت هم متوجه میشی که الکی سرف میکنی هم میخندی هم زور میزنی که الکی سرفه کنی
خلاصه مامان حسابی برای خودت جیگری شدی عاااااااااااشقتم گل قشنگم


راه رفتنت مبااااااارک باشه
